گاردنر رول و درخشش تنهایی طلای المپیک ورزش ها


مندر صحنه افتتاحیه مستند جدید کانال المپیک ، رول ، شخصیت تیتراژ ، چهره ای محکم ، مدال طلای خود را به گردن مردی میانسال در مقابل توپ هتل در شیکاگو آویزان می کند. هر دو برای عکس لبخند می زنند. روزگاری – وقتی او 200 کیلوگرم سبک تر بود و تک آهنگ بازی می کرد – آیا رول گاردنر چهره Got Milk بود؟ یک تبلیغ ، یک قهرمان خجالت آور خندان آمریکایی ، و در حالی که او از این عکس برای سخنرانی در یک کنفرانس شیر می گذرد ، گاردنر کاملاً از تقابل این نسخه از خودش و این نسخه کاملاً آگاه است. المپیک دو بار با صدای بلند گفت: “من مثل گذشته معروف نیستم” اما در نهایت به جایی که می خواهم باشم می رسم.

رول در طول انتقال با کشتی گیر یونانی-رومی همگام می شود. او 48 ساله است ، تنها ، در دومین نبرد بزرگ برای کاهش وزن در زندگی خود و در جستجوی هدف. در مدت یک ساعت و نیم ، این مستند داستان زندگی او را روایت می کند و بینندگان می فهمند که گاردنر برای زندگی در حالت جریان غریبه نیست. او پسر بد یک کشاورز ، یک کشتی گیر ستاره ای ، یک خارجی ، یک قهرمان ، یک معلول ، یک شجاع ، یک چاقی ، یکی از بزرگترین بازندگان بود. این فیلم بینندگان را از طریق این قوس کامل هدایت می کند و آنها را در زمان حال آزاد می کند ، جایی که گاردنر ، مثل همیشه ، تلاش می کند تا به چیز دیگری تبدیل شود.

در اوایل دهه 2000 ، هنگامی که وی یک مدال طلا در سیدنی و یک مدال برنز در آتن کسب کرد ، گاردنر یک ستاره بود ، چیزی نزدیک به یک نام خانوادگی. تقریباً دو دهه بعد ، اکثر جوانان – یا هرکسی که علاقه اش به ورزش های المپیک کشتی نیست – خیلی از تاریخچه آن را به خاطر نمی آورند. برای برخی ، او یک حافظه ضعیف است ، مرد در تجارت شیر ​​، قهرمان در نمایش وزن. در حقیقت ، گاردنر به دلایل شخصی ، بدون بزرگترین وزن در اوایل ، بزرگترین بازنده را ترک کرد (او با وزن 474 پوند وارد نمایش شد). این مستند زمان ویژه ای را به حضور او در نمایش در سال 2011 اختصاص داده است که آخرین لحظه گاردنر در کانون توجهات است و نتایج مثبتی را که کسب می کند ، اما هرگز اشاره ای به این عزیمت ناگهانی یا دلایل آن نمی کند. این یکی از معدود قسمتهای مستند است که مرا متوقف کرد ، جایی که به نظر می رسد داستان گاردنر هر بحثی درباره آنچه او را وادار می کند منتقل کند.

این جای تأسف دارد ، زیرا عزم گاردنر رو به زوال است و داستان او یکی از بهترین صخره های ورزشی در سرنگونی جالوت توسط دیوید است. گاردنر در سال 1971 در دهستان آفتون ، وایومینگ متولد شد ، پسر یک کشاورز مورمون است و حداقل 9 فرزند دارد. ناتوانی در یادگیری ، و همچنین وزن آن را برای مدرسه دشوار می کند. بینندگان حداقل می دانند که این بچه کرکی که کود اسب در دست دارد همچنان المپیکی خواهد بود و این مستند کاری خارق العاده انجام می دهد و شانس غلبه بر گاردنر در راه رسیدن به دو مدال المپیک را نشان می دهد: وزن او ، ناتوانی در تمرین ، دنیای دور. به شهر کوچکی که تهدید به جلوگیری از ترک او شد شکی نیست که برای گاردنر راحت تر می توانست در خانه بماند ، دانشگاه را ترک کند ، قدرت را از پدرش بگیرد و در یک گاودار لبنیات مستقر شود و از نیروی بی رحمانه خود برای کمک به این عملیات استفاده کند. زمستانها در وایومینگ.

این فیلم گاردنر را به عنوان كودكی به تصویر می كشد كه تا زمانی كه مبارزه پیدا نكند با هر ورزشی دست و پنجه نرم می كند. (در واقع ، او موفق به کسب جوایز دولتی در فوتبال و تیراندازی شد.) او قهرمانی ایالت خود را به عنوان یک سنگین وزن روی تشک مشخص کرد ، سپس او را مستقیماً به دانشگاه نبراسکا فرستاد ، پسری از مزرعه که خوب کار کرد. اما یک فاصله دو ساله در پل مستند وجود دارد ، شکافی که گاردنر از طریق آن در کالج دوره اول تحصیل می کند ، ازدواج می کند و کودک خود را در یک تصادف رانندگی از دست می دهد. هیچ یک از این موارد – کالج ریکس ، شری و استیسی لی گاردنر ، غرق کشتی – یک بار ذکر نشده است.

داستان گاردنر ، حتی بدون درون نگری و زمینه خارج از سندی که مستند فاقد آن است ، باورنکردنی است. او بهترین کشتی گیر بود ، هیچ کس در المپیک 2000 ، الکساندر کارلین را شکست داد ، تهدیدی از سوی مردی که تا آن زمان تقریباً شکست ناپذیر بود و به خدمه کانال المپیک گفت که “من بدون شکوه و جلال کارم را به پایان رساندم. احساس خائن بودن می کردم. ” کارلین در دنیای کشتی بسیار مورد احترام بود – سابقه شغلی او 887-2 بود و در 13 سال ورود به المپیک 2000 بدون شکست بود که بهترین وزنه برداران برای نبردن با او مبارزه می کردند. و زنده ماندن بدون آسیب دیدگی خسته کننده. در عرض 10 دقیقه ، داستان کارلین با داستان گاردنر تلاقی می کند ، او صفحه را به دست می گیرد. او بلندتر است ، اخم می کند ، یک مجسمه موزه تراشیده شده احیا شده است. هر بار که او و گاردنر چارچوب مشترکی دارند ، س obviousال واضح این است: چگونه رول گاردنر این مرد را کتک زد؟




رول گاردنر در فینال المپیک 2000 پیروزی خود مقابل الکساندر کارلین را جشن می گیرد.



رولون گاردنر پیروزی خود مقابل الکساندر کارلین در فینال المپیک 2000 را جشن می گیرد. عکس: تام جنکینز / گاردین

این مستند هرگز پاسخی نمی دهد. نزدیکترین چیز به آن القا عزم راسخ ، عشق به ورزش است. اما این بوی بد ساده سازی بیش از حد ، استفاده از ریشه های فروتن و گاردنر آرام به عنوان راه حلی برای نقاشی انسان به عنوان چیزی پیچیده تر از تصویر کامل است. این فیلم به شدت به یکی از خواهران گاردنر و یک مربی سابق تفسیر معاصر متکی است. کیتی کوریک اغلب وزن می کند. اما دوستان گاردنر کجا هستند؟ خواهر و برادرهای دیگرش؟ همسرانش؟ گاردنر در این فیلم تقریباً به تنهایی کاملاً تنه پوشیده است و امروز در بیرون از شرکت یک سگ کوچک که جلیقه به تن دارد ، تنها به نظر می رسد.

اما همیشه اینگونه نبوده است. او اکنون ازدواج نکرده است ، اما چندین بار ازدواج کرده است و به یک مذهب پیروی می کند ، یک مورمونیسم که طلاق در آن غیر معمول است ، دینی که بعد از اولین دقایق مستند به سختی ذکر می شود. وی به عنوان یک لیسانسه ابدی به تصویر کشیده شده است ، شخصی که ضمن بحث درباره سفر لاغری مداوم خود در پایان فیلم ، تأکید می کند که چقدر دوست دارد یک خانواده داشته باشد. چرا او این کار را نمی کند؟ هیچ تلاشی برای عمیق تر شدن وجود گاردنر و هیچ بحث مفصلی در مورد چگونگی تغییر مسیر اقدامات خودش در مسیر تلاش او وجود ندارد. گاردنر در این فیلم دچار دو برس مرگ شد – سقوط هواپیما و سقوط اتومبیل برفی که با قطع یکی از انگشتان پای او پایان یافت – اما هیچ تحقیق در مورد عشق آشکار او به جویندگان هیجان بدون فکر کردن در مورد چگونگی این حوادث وجود ندارد آنها ذهن او را به دختری که دهه ها پیش از دست داده است ، جلب می کنند. خواهرش بعداً در فیلم ادعا کرد که گاردنر به غذا اعتیاد دارد – و او می رود ، یک بشقاب بیکن سرخ می کند ، و این دلخراش است.

در اصل این مستند رولون گاردنر نام داشت ، او نمی میرد ، اما هرگز مشخص نیست که عنوان به کدام به اصطلاح مرگ اشاره دارد ، و این یک چیز خوب است ، فقط برای اثبات داستان خود ، بیننده را درگیر جنگ می کند ، اما بعد از پایان آن پایان می یابد. او هنوز بسیار زنده است. مرگ واقعی بدن وجود دارد که او را سنگین می کند ، اما همچنین زندگی حرفه ای گاردنر ، مرگ افسانه او با گذشت زمان وجود دارد و او از کانون توجهات ناپدید شده است. واضح است که گاردنر بسیاری از مسیرهای خود را برای بازتاب دردناک می داند و تنهایی در لحظات ثبت شده در زمان حال رخنه می کند.

سرانجام ، این مستند نگاهی اجمالی به زندگی روزمره او دارد که بسیار پیش پا افتاده است: محله ای از طبقه متوسط ​​، موتور سیکلت ، جعبه های حافظه که در یک گاراژ ذخیره شده است. گاردنر مربی کشتی است که اکنون در دبیرستان یوتا تحصیل می کند و ورزشکارانش به او تقدیم می شوند. گاردنر در مورد فیلم کار با او با دانش آموزان دبیرستان گفت: “احتمالاً افتخارآفرین ترین لحظات شما این است که بچه ای را می بینید که می گوید:” مربی ، من هر کاری را امتحان می کنم “. او به پسر كوچكی گفت كه “این مدال جدید شماست” ، در حالی كه یكی از آنها را به گردن خود می اندازد در تیم خود رقابت كند.

همه سوغاتی های المپیک گاردنر سال ها قبل از آن به دلیل ورشکستگی یک تصمیم بد تجاری باعث حراج شد اما او موفق شد بسیاری از آنها را پس بگیرد. در حالی که گاردنر سخت افزارهای مختلفی را به ورزشکارانش نشان می دهد ، آنها را تشویق می کند که مدال بگیرند ، آنها را بپوشند. داستان گاردنر برای همه است. این الهام بخش است ، حتی اگر خود گاردنر یک معما باقی بماند.


منبع: neko-news.ir

Leave a reply

You may use these HTML tags and attributes: <a href="" title=""> <abbr title=""> <acronym title=""> <b> <blockquote cite=""> <cite> <code> <del datetime=""> <em> <i> <q cite=""> <s> <strike> <strong>