ناشران ملزم نیستند بستری را برای افراد متعصبی مانند جردن پترسون فراهم کنند خانه تصادفی


.اردان پیترسون ، استاد روانشناسی کانادایی و عاشق خرچنگ دریایی که پس از امتناع از استفاده از ضمایر ترجیحی جنسیتی مورد توجه مردم قرار گرفت ، کتاب جدیدی منتشر کرد و برخی از کارمندان پنگوئن راندوم هاوس کانادا از تصمیم شرکت برای انتشار آن ناراضی بودند. وقتی ناشر اعلام کرد که “فراتر از سفارش پیترسون: 12 قانون دیگر برای زندگی” (دنباله کتاب پرفروش سال 2018 “12 قانون برای زندگی”) ، مدیریت ده ها شکایت از کارکنان دریافت کرد. در جلسه ای از تالار شهر این شرکت ، برخی از کارمندان وقتی توضیح دادند که چگونه پیترسون مردم را در زندگی خود رادیکال می کند ، گریه می کنند.

به طور قابل پیش بینی ، کارکنان شاکی به دلیل حساسیت بیش از حد و بیش از حد بیدار مورد انتقاد قرار گرفتند. تلگراف پیشنهاد می کند که جنگجویان تحمل عدالت اجتماعی در تلاشند تا پیترسون را سانسور کنند. مفسر ماجید نواز گفت که اکنون “ناشران می خواهند کتاب ها را ممنوع کنند” “یک خطر موذی برای فرهنگ ما” نشان داد. رابی سوو از رازوم گفت که “کارمندان بیدار نظامی در این مکانها مصمم هستند که دیدگاههایی را که با آنها موافق نیستند سرکوب کنند.” من مطمئن هستم كه پیترسون خود نیز از اینكه این نظریه او را در مورد چپ گرایان “دانه برف” علاوه بر اینكه تبلیغات مطلوبی را برای كتاب خود ایجاد می كند ، به اثبات رسانده ، بسیار هیجان زده بود.

منطقی نیست که ادعا کنیم مقاماتی که به انتشار پیترسون اعتراض دارند “سانسور می شوند”. ناشر کینکوس نیست. Penguin Random House بسیاری از کتابهایی را که قبول می کند رد می کند و با همه دیدگاه ها یکسان رفتار نمی کند. او آثاری در مورد انکار هولوکاست یا حشره شناسی منتشر نمی کند. او استانداردهایی دارد و منطقی است که کارمندان بگویند پیترسون آن استانداردها را ندارد. بالاخره او این را پیشنهاد داد ازدواج همجنسگرایان می تواند توطئه مارکسیست های فرهنگی باشدکه زنان آرایش در محل کار “تحریک جنسی” است که زنان ترنس زن نیستند زیرا “توانایی تولد نوزاد” را ندارند زنان نمی توانند با حقیقت کنار بیایندو اینکه فعالان تراجنسیتی با قتل عام مائوئیست ها قابل مقایسه است. او تجارت می کند نظریه های علمی را تخریب کرد و رژیم های حیله گر خطرناکی. من خودم کارهای او را تجربه کرده ام و نشان داده ام که او یک کلاهبردار است ، که نوشتنش فاقد استدلال اساسی است و پر از ادعاهای وحشیانه و بی اساس است. هنگامی که پانکاج میشرا نقد انتقادی از کار پیترسون در New York Review of Books ، پیترسون نوشت نامیده می شود میشرا “نیشگون گرفت” و گفت که “سیلی می زند” [Mishra] خوشحال. “چیزهایی که او می گوید اغلب نادرست ، مغرضانه و خطرناک است. ناشر ممکن است چه تعهدی در انتشار توهمات متعصبان داشته باشد؟

اعتقاد به اینکه ناشر معتبر نباید به چنین شخصی قرارداد ببخشد ، همان اعتقادی نیست که به دلیل صحبت کردن باید مجازات شود یا اینکه به اینترنت ، چاپگر یا بازار دسترسی نداشته باشد. روشن کردن این تمایز از اهمیت زیادی برخوردار است ، زیرا بسیاری از ادعاهای محافظه کارانه مبنی بر “سانسور” شدن آنها منجر به افزایش دیدگاه های آنها بیش از ارزش آنها می شود – نه ارائه مدرک ، سخنرانی متعصبانه در هر بستر معتبر ، که به آن نیاز دارد ، با انتقاد قابل مشاهده به عنوان اثبات عدم تحمل منتقدان. (به عنوان مثال اندرو سالیوان پس از ابراز ناراحتی همکارانش از معاشقه با برتری سفید و علوم نژادی از مجله نیویورک انصراف داد. آنها نمی خواستند مجله جلوی انتشار آن را بگیرد ، اما فقط انتقاد او کافی بود تا پیچ و مهره ادعای یک محیط خصمانه است.)

بنابراین ، ادعا می کنند که کار پیترسون ارزش ثبت شرکت را ندارد ، مشکلی ندارد. مشکل واقعی این است که این اتفاق به اندازه کافی اتفاق نمی افتد ، ناشران غیراخلاقی هستند و براساس این که آیا فروش خواهند کرد یا ارزش اجتماعی ندارند ، کتاب صادر می کنند. شورش کارمندان علیه پیترسون یک مورد بسیار نادر است که یک شرکت انتشاراتی به دلیل اخلاقی بودن به دلیل انتخاب خود مورد انتقاد قرار می گیرد. سرانجام ، هنری كیسینجر جنایتكار جنگی به همراه پنگوئن راندوم هاوس و ماكمیلان منتشر كرد. افرادی که مسئول وحشیگری جنگ عراق هستند ، مانند جورج دبلیو بوش و جان بولتون ، کتابهایی را با ناشران بزرگ منتشر کرده اند ، اگرچه نتیجه انسانی تصمیم گیری بسیار بیشتر از جردن پیترسون است.

ما باید به شورش های بیشتری مانند شورش علیه پیترسون و آن حادثه ای که در هنگام کنار گذاشتن سیمون و شوستر تحریک کننده نژادپرست میلو یانوپولوس اتفاق افتاد امیدوار باشیم. البته ، محاسبات استراتژیک وجود دارد ، زیرا بخش عظیمی از “مارک” محافظه کار تقلیدی از آزار و اذیت است. اگر قرارداد کتاب لغو شود ، مدعیان می گویند که در مقابل ابراز “اختلاف” سکوت می کنند ، وقتی حقیقت این است که مهمانی های خصوصی از پاداش دادن به دیدگاه های مضر مالی خودداری می کنند. بهترین راه حل این است که ناشران در وهله اول مجرمان جنگی و قراردادهای ترانسفوبیک را ارائه ندهند ، اما بعید است این اتفاق بیفتد ، زیرا شرکت هایی که به دنبال سود هستند رد پرفروش ها را دشوار می دانند. (به زودی خواهیم دید که آیا هر یک از ناشران Big 5 می توانند در برابر انتظارات غیر منتظره ناشی از انتشار خاطرات ریاست جمهوری دونالد ترامپ مقاومت کنند.)

به نظر من بحث های “سانسور” به خصوص عجیب است ، زیرا من خودم “ناشر” هستم. من یک مجله کوچک را اداره می کنم و هر هفته ده ها بیانیه به دست ما می رسد که اکثر آنها را رد می کنیم. ما همیشه درمورد اینکه نظرات مارک ما ارزش اظهار نظر دارد صحبت می کنیم ، و هنوز کسی ادعا نمی کند که “سانسور شده” است زیرا مقاله آنها توسط انتشارات ما پذیرفته نشده است. اگر جردن پیترسون یا هنری کیسینجر مقاله ای ارسال کنند ، رد می شود. و بله ، دلیل این امر این است که ما با نظر “مخالف” هستیم – ما استدلالی را منتشر نمی کنیم که از نظر اخلاقی کوچک شمرده و مورد استدلال ضعیف قرار بگیریم ، توسط افرادی که نمی خواهیم نظرات آنها را منطقی و مستحق شنیدن قرار دهیم. من برای حقوق آزادی بیان برای هر دو خواهم جنگید ، اما هیچ کس حق انسان برای عقد قرارداد پرسود کتاب را ندارد ، صرف نظر از معتبر یا ارزشمند بودن نظرات او.




منبع: neko-news.ir

Leave a reply

You may use these HTML tags and attributes: <a href="" title=""> <abbr title=""> <acronym title=""> <b> <blockquote cite=""> <cite> <code> <del datetime=""> <em> <i> <q cite=""> <s> <strike> <strong>