من در بستر یک غریبه هستم – و بالاخره خوابم می برد خواب


یهمه شما می دانید که من چقدر فیلم های دهه 80 را دوست دارم و تنها قانون فیلم های دهه 80 این است که همیشه یک دنباله وجود دارد. بنابراین این ستون را برای دنباله در نظر بگیرید. شاید با “Empire Strikes Back” آنجا نباشد ، اما فکر می کنم با درام احساسی Ghostbusters II برابر باشد.

در ماه مارس ، من در مورد کمبود خواب به دلیل کودک مقاوم در برابر خوابم نوشتم. خوب ، خنده دار چطور این داستان رقم خورد! کودک قبلاً برای خواب آموزش دیده است ، اما من توانستم از خواب خارج شوم. “آیا جهنمی بزرگتر از این وجود دارد؟” من تعجب می کنم ، کودک غرغره را در ساعت 4:13 صبح آرام می کنم ، اما اگر سال 2020 چیزی به ما یاد دهد ، پاسخ این سوال همیشه مثبت است. بدتر از بیدار بودن از کودک شماست؟ در حالی که این کودک کوچک موذی آرام می خوابد از مغز تحریک شده خود بیدار باشید. من اصرار کردم که او اکنون مرا آرام کند – کمی تلاش فعلی ، عزیزم ، اما مطمئن نیستم که او بتواند مرا از روی شانه های خود حمل کند.

بی خوابی ، می دانم. این احساس که ذهن شما به سختی علیه بدن شما کار می کند: من از بچگی این احساس را داشتم ، وقتی روز بعد خیلی نگران خستگی در مدرسه بودم ، به سختی می خوابیدم. (پیشگویی: تحقق یافته است) اگر دلیلی برای خوابیدن وجود نداشته باشد – قهوه ای که هفت ساعت قبل نوشیدم ، مخلوط مصنوعی که 14 سال پیش درست کردم – به محض خاموش شدن نور ذهنم آن را جلب خواهد کرد. اما این جادوی اخیر متفاوت است.

فهمیدن اینکه چگونه اوضاع به این حالت رسیده است مانند یک فرد معتاد است که به دنبال نزول خود از یک شاخه تصادفی به پایین می رود – و در حال حاضر من تونی مونتانا در Scarface هستم ، در اعماق بینی یک کوه کوکائین. من معمولاً در به خواب رفتن مشکل دارم اما ناگهان نتوانستم اقامت کردن خوابیده ، ساعت 4.30 بیدار می شوید. این شد 3.30 ، بعد 2.30 ، حالا 1.30. من زود از خواب بیدار می شوم. گاهی اوقات به خواب برمی گردم ، اما غالباً نه ، و به همین دلیل در تاریکی دراز می کشم ، مغزم مثل ماشین لباسشویی پر از مرمر ، سیناپس هایی که با فتیله های شمع سوخته ریز شده اند ، می ترسد و فکر می کنم روز بعد خسته خواهم شد. من به عنوان یک تجربه 2/10 می دهم: من توصیه نمی کنم.

وقتی به مردم می گویید – افراد آزار دهنده که می توانند بخوابند که بی خوابی دارید ، آنها با تصمیم گیری پاسخ می دهند: آیا سعی کرده اید ورزش کنید؟ مراقبه؟ سنبل الطیب؟ والیوم؟ این باعث ایجاد موز می شود زیرا بله ، من همه چیز را امتحان کردم و هیچ نتیجه ای نداشت. (به طور جدی ، چه زمانی مردم یاد می گیرند که وقتی کسی به شما می گوید چقدر خسته / تنها / غمگین است ، راه حل نمی خواهد ، دلسوزی می خواهد؟) اما این بار پاسخ ها حتی بهتر از تسلیت بودند: معلوم شد که “همه ما بیدار هستیم 2.47 صبح امروز ، ذهن جمعی ما را نابود می کند. آیا این نگرانی برای کوید است؟ افسردگی خفیف ناشی از بسیاری از وحشت در سال 2020؟ به دلیل انسداد ، ورزش خیلی کم است؟ زمان زیادی برای پیگیری اخبار در تلفن های خود داریم؟ من برای تصمیم گیری خیلی خسته شده ام ، بنابراین بگذارید به همه موارد بالا بله بگوییم.

شریک زندگی بسیار صبور من بالاخره منع قانونی من را در تصمیم گیری نقض کرد و یکی را پیشنهاد داد. بعد از اینکه عصبانیت او را متوقف کردم ، آن را امتحان کردم و – به طور انحصاری صدای چندلر بینگ اینجا – OH. من خداوند. من همیشه به برنامه های خواب خندیده ام زیرا اگر می خواهید بخوابید ، خیره شدن به تلفن شما کاملاً خود تخریبی است. اما از ناامیدی آرامش را کشیدم. اگر اسم آرام را شنیده اید ، احتمالاً به این دلیل است که افراد مشهور زیادی در آن حضور دارند. اما اگر کنجکاوی های زندگی مدرن مانع از خوابیدن شود ، بعید به نظر می رسد که هری استایلز که برایم داستانی می خواند کمک کند. بنابراین ، به روشی کاملا غیر شخصی ، افراد مشهور را رد کردم و به شخصی به نام تامارا لویت گوش دادم.

اوه ، تامارا! یادم نمی آید آخرین باری که از بودن در رختخواب با یک غریبه خیلی خوشحال شده ام. بار اول واقعاً م doesn’tثر نیست (بار اول اغلب اینگونه است). اما شب بعد ، فقط پس از 20 دقیقه گوش دادن به کلمات آرام ، آرام و خنده آور تامارا که به من می گفت همه چیز خوب است ، برای اینکه خود را با بیرون تنظیم کنم و فقط نفس بکشم ، من بیرون بودم – شب بعد و شب دیگر. تونی مونتانا را فراموش کنید: من الان رنتون هستم و در Trainspotting (تجربه نزدیک به مرگ کنار گذاشته شده) در زمین فرو می روم.

تا حدی احساس می کنم کمی در مورد تامارا صحبت می کنم عجیب است ، زیرا این باعث می شود من مانند شخصیت خواکین ققنوس در فیلم “او” که با فن آوری خود رابطه صمیمی دارد احساس کنم. اما من همچنین نمی خواهم از توانایی های تامارا پیشی بگیرم. من هنوز هر شب بیدار می شوم و گاهی اوقات او مرا دوباره به خواب می اندازد ، اما شب گذشته نه و من از 1.30 تا 4.30 بودم. اما از آنجا که من این سه ساعت را صرف گوش دادن به تامارا کردم ، که به من گفت که او بود – همانطور که او اغلب می گوید – “درست اینجا با تو” ، که شنیدن وقتی تنها می شوی در 3.17 صبح خوب است ، بنابراین به جای دیوانه معمول وحشت بالاخره خوابم برد. و امروز صبح احساس خوبی دارم

چهار سال گذشته چنان مضطرب و پر از عصبانیت و سر و صدا بوده است که اکنون همه در خانه های خود منزوی شده اند. برخی از دلایل این امر در راه است (رئیس جمهور ترامپ ، شاید ویروس) ، برخی دیگر (Brexit ، بحران آب و هوا) نیستند. بنابراین ، گاهی اوقات نمی توانید بی خوابی را از بین ببرید. شاید اگر به جای تمرکز بر همه عذابها و تفرقه های خارجی ، به خود و دیگران اطمینان دهیم که بر آن غلبه خواهیم کرد ، بتوانیم احساس خستگی کمتری در آن ایجاد کنیم. طلوع فرا خواهد رسید. او همیشه این کار را می کند. و اگر روزی این کار را نکند ، خوب ، احتمالاً برنامه ای برای آن وجود دارد.


منبع: neko-news.ir

Leave a reply

You may use these HTML tags and attributes: <a href="" title=""> <abbr title=""> <acronym title=""> <b> <blockquote cite=""> <cite> <code> <del datetime=""> <em> <i> <q cite=""> <s> <strike> <strong>