قانون طلایی من برای شبکه های اجتماعی: درمورد کامل زباله صحبت کنید ، اما این کار را به صورت خصوصی انجام دهید | شبکه های اجتماعی


جدوستان من ، زن و شوهری که با هم از خانه کار می کردند ، نسبت به خستگی قفل واکنش نشان دادند و موهای بدون مو خود را به یک آنتاگونیست در محل کار تبدیل کردند و از رفتارهای او در آن طرف اتاق غرغر کردند. انگیزه برای اختراع دشمنان در حال تعمیق است. و اکنون ، وقتی کل زندگی اجتماعی ما به حوزه داخلی و آنلاین کاهش یافته است ، انرژی تاریک زیادی در اطراف وجود دارد. و او باید جایی پیدا کند.

در بیشتر موارد ، این به شکل آزار دهنده در شبکه های اجتماعی است. توییتر ، به خصوص اکنون که ویژگی جدیدی وجود دارد که به شما امکان می دهد ببینید از یک حساب خصوصی retouch شده اید یا خیر ، هرگز در پارانویا احساس هیجان و ابر نکرده اید. این امر به دلیل عدم شایعات واقعی و همچنین نحوه عملکرد رسانه های اجتماعی به عنوان نوعی تالار گفتگوی عمومی – خصوصی ، جایی که مطالب کاملاً شخصی و اعترافی (که قابل خرد شدن است) همراه با گفتمان بی پایان در مورد سیاست (که می تواند ناخواسته بودن)

اما زمینه پنهان این اختلافات بی وقفه در جدول زمانی ، اتفاقی است که در چت های خصوصی مانند موارد مجاز توسط واتس اپ رخ می دهد: جایی که پست های احمقانه و افشاگری های ناجور تصاویر صفحه ای است و برای دوستان ارسال می شود یا به حساب های قفل شده تقسیم می شود. من در مورد عوضی صحبت می کنم. این روشی است که به اندازه زمان خود قدیمی است ، اما من اخیراً در آن تجدید نظر کرده ام. و این می تواند چیزی باشد که بسیار سالم تر و اجتماعی تر از آنچه شما فکر می کنید باشد.

این ایده که سگ ، چیزی که لزوماً در پشت سر سوژه رخ می دهد ، ناجوانمردانه و ناخوشایند است ، ریشه عمیق در فرهنگ ما دارد ، از شکسپیر (یاگو “دوست جعلی اصلی” بود) گرفته تا هیپ هاپ و تلویزیون واقعیت است. اگر با کسی مشکلی دارید به ما گفته می شود که باید شخصاً به او بگویید. و مطمئناً این امر می تواند درست باشد اگر فرد شخصی باشد که او را به خوبی می شناسید و هر گناهی که به او نسبت دهید جدی است. اما اینترنت از افراد زیادی رنج می برد که دقیقاً همان چیزی را که فکر می کنند می گویند و غالباً به دلیل چیزهای ناچیز با غریبه ها صحبت می کنند. این پر از درام بی معنی و گوشت گاو کوچک است.

شاید باید این ایده را بپذیریم که به جای ترسو بودن ، یک سگ – راهی ایده آل برای دفع بخار – می تواند مراقب باشد. اگر شخصی در اینترنت حرف خجالت آور بزند ، انتخاب مسخره کردن او در خلوت یک عمل رحمت آمیز است.

لذت خودشیفتگی این است که تصور کنید “متنفر” دارید ، اما شبکه های اجتماعی ، مانند کل دنیا ، نسبت به همه ما بی تفاوت هستند. این گفته است ، من می دانم افرادی هستند که مرا دوست ندارند. این می تواند بر یک شجاعت تأثیر بگذارد. لازم نیست بگویم وقتی فریب می خورم برایم مهم نیست. در واقع ، من آنقدر برایم مهم است که ترجیح می دهم آن را نخوانم یا نشنوم (ضمن اینکه تأیید می کنم که به عنوان نویسنده ، کار من یک بازی عادلانه برای انتقاد عمومی است). آنچه که مردم در خلوت درباره من می گویند فهمیدم کار من نیست. بنابراین از همه کسانی که در یک گپ گروهی مرا مسخره کرده اند ، متشکرم که اینقدر به احساساتم توجه می کنم. از طرف دیگر اگر هرگز از من در یک حساب قفل شده نقل قول کرده اید …

اما در مورد این ایده که سگ برای خود شما و به طور کلی برای فرهنگ مضر است ، چه می کنید؟ که برای خود نفس ناسالم و خورنده روح است؟ درست است که انگیزه سگ و کینه می تواند از حسادت باشد (مثلاً مطمئن هستم که هر بار کسی پشت سر من انتقاد می کند این حالت را دارد). همچنین ممکن است اتفاق بیفتد که “مارک” آنلاین کسی باعث شود شما از او بیزار شوید بدون اینکه واقعاً از او آگاهی داشته باشید. این می تواند نوعی تعصب را بر اساس شواهد محدود ترغیب کند. این جایی است که می تواند رفتارهای مضر ملموس تری مانند اجتناب ، استرالیسم یا شکل گیری کلیک های محروم کننده و درب دار را بازی کند.

اما می توان عدم علاقه به حضور شخصی در شبکه های اجتماعی و عدم علاقه به شخص وی را از هم تفکیک کرد. البته ممکن است یکی به دیگری خونریزی کند ، اما می توان در سطح انتزاع عوضی کرد ، به گونه ای که اصلاً در مورد موضوع نیست.

علاوه بر این ، حتی اگر مجبور شویم بپذیریم که سگ زدن یک جرم اخلاقی است ، باز هم بهتر است این کار را انجام دهید که به کسی آسیب نرساند. در فرهنگی که به طور فزاینده ای تمایل به واکنش به آنچه در اینترنت می بینیم ، گزیدن پشت سر مردم نوعی کاهش آسیب است. هدف این است که عوضی شود بدون اینکه عوضی برای آن باشد.

مدرسه “شخصاً به من بگو” یک چیز درست دارد: اگر با شخصی واقعا مشکل دارید ، بهترین کار این است که مستقیماً به او نزدیک شوید. اما اگر تنها مشکل شما این است که از پست های آنها در شبکه های اجتماعی خجالت آور بیرون می آیید ، پس به آنها می گفتید که این عجیب است: “سلام ، من فکر کردم باید به شما اطلاع دهم که ریزوتوی که قبلاً ارسال کردید به نظر می رسید کاملا نفرت انگیز به هر حال امیدوارم حالتون خوب باشه! Xx «اگر تنها مشکل شما با کسی این است که او بیش از حد عکسهای توییتری قرنطینه را در اینستاگرام منتشر می کند ، احتمالاً بهتر است که به یک دوست پیام دهید.

جذابیت ها در خلوت شخصی هنگامی که به عنوان گزینه ای برای نوع آزار و اذیتی که رسانه های اجتماعی با بازی در نقش انتشار همان انرژی ها تبلیغ می کنند ، بسیار مطبوع تر به نظر می رسند – نوعی انتقاد فرهنگی در میان دوستان که مطالب مورد بحث روزمره است. امروزه ، غالباً بین تصور اینکه کسی تحریک کننده است و فکر می کنند او کاملاً سمی است ارتباط وجود دارد. بهتر است این ایده را بپذیریم که خوب است کسی را دوست نداشته باشید ، نه به این دلیل که تصمیم گرفته اید مشکلی عمیق باشد ، بلکه صرفاً به این دلیل است که او را آزار دهنده یا حتی به دلیل حسادت می دانید.

اگر درمورد انگیزه خود صادقتر بودیم ، به جای اینکه مجبور شویم او را در ملا exp عام افشا کنیم ، گزینه بهتر – انتخاب شخصی را در خلوت – ترجیح می دهیم. عوضی اخلاقی این است که به جای اینکه بخواهید خود را متقاعد کنید که یک جنگ صلیبی اخلاقی را رهبری می کنید ، اعتراف کنید وقتی فرد بدی هستید.

امروزه استفاده از رسانه های اجتماعی به معنای احساس نظارت مداوم است. به همین ترتیب ، خواستگاری در خلوت یک لذت جنسی است. این کار نجیب و مثمرثمری نیست ، اما مگر اینکه به افترا بپردازید ، دشوار است فهمید که بیرون آوردن شخم کسی چه ضرری دارد. این اطمینان دارد که آنها هرگز درک نخواهند کرد.

• جیمز گریگ روزنامه نگار لندنی است که برای Vice ، iD و Huck می نویسد


منبع: neko-news.ir

Leave a reply

You may use these HTML tags and attributes: <a href="" title=""> <abbr title=""> <acronym title=""> <b> <blockquote cite=""> <cite> <code> <del datetime=""> <em> <i> <q cite=""> <s> <strike> <strong>