فوتبال فقط بخشی از آن بود: دیگو مارادونا از ورزش پیشی گرفت اوکی گوچی | نظر


Fیا کشوری مستعد شکایت مکرر از فرصت های از دست رفته خود ، که از دهمین ثروتمندترین اقتصاد سرانه در سال 1913 تا یک اقدام متوازن در آستانه سقوط اقتصادی و اجتماعی برای بیشتر قرن گذشته ، یک فاجعه متحمل شد ، آرژانتین مجموعه ای حیرت انگیز از نمادهای جهانی فوراً قابل شناسایی ایجاد کرده است.

اوا پرون ، ملکه جدایی ناپذیر طبقه کارگر “بدون پیراهن” آرژانتین ، توسط اندرو لوید وبر و تیم رایس به سانتا اویتا ، حاکم شلاق های الیگارشی آرژانتین تبدیل شد. چه گوارا وجود دارد که برای عبور از کوبای انقلابی به همراه فیدل کاسترو در زمینه راگبی جامعه عالی آرژانتین تجارت می کرد. و پاپ فرانسیس که از جناح محافظه کار با کلیسای کاتولیک روم به دلیل دفاع از فقرا متنفر بود.

و سپس دیگو مارادونا ، شاید بزرگترین فوتبالیست جهان ، اما مردی است که از این ورزش فراتر رفته و به چیزی بیش از یک ستاره فوتبال برای میلیون ها نفر در سراسر جهان تبدیل شده است. برای دنیای غفلت شده و به حاشیه رانده شده ، مارادونا برای برخی تقریباً به یک خدا تبدیل به چهره ای امیدبخش شده است. قدرت نماد مارادونا چنان است که حتی مرگ طبیعی او در روز چهارشنبه ، که به احتمال زیاد ناشی از دهه ها سو abuse مصرف مواد است ، هنوز نوعی شهادت است.

در آرژانتین ، مارادونا در همه جا ، در قلب مردم ، در ذهن مردم وجود دارد. دوستانش از زمان مرگ او بی وقفه گریه می کردند. در کدام طرف شکاف سیاسی قرار دارید – و در آرژانتین این شکاف گسترده است – مارادونا آنجاست. “من او را دوست دارم ، او را دوست دارم” ، بیش از چهار دهه که افراد سالخورده پس از بازنشستگی او در زمین فوتبال ادامه داد ، شنیده ام.

“آیا از خوشبختی او برای ما ، فقرا آگاه هستید؟” شما هیچ ایده ای ندارید! “الف فیلم کوتاه برای یک هوادار گریان ، ماسک صورت او در چانه لرزید ، و روز چهارشنبه برای خیابان مارادونا شمع روشن کرد ، در آرژانتین ویروسی شد. مارادونا برای طرفداران بیشماری از این دست ، علامت نافرمانی نسبت به همه چیز ناعادلانه در دنیای نابرابر ما بود.

در کلیسای مارادونا ، بیشتر آنها برای فوتبال می آمدند ، اما تقریباً همه برای انجیل ماندند. بعد از ظهر چهارشنبه ، دقایقی پس از اعلام خبر مرگ وی ، یک هنرمند 36 ساله با پوشیدن یک صلیب بزرگ که تصویری از مارادونا روی آن میخ شده بود ، از خیابان های شهر مرکزی آرژانتین روزاریو فرار کرد.

اوه مامان مامان مادر ، می دونی چرا قلبم می تپه؟ من مارادونا را دیدم! من مارادونا را دیدم! اوه مامان من عاشقمامیلیانو پائولینی سخنان هواداران ایتالیایی مارادونا را در ناپل تکرار کرد. (“اوه ، مامان ، می دونی چرا قلب من اینطور می تپد؟ من مارادونا را دیده ام! اوه ، مامان ، من عاشقم!”)

مصلوب شدن اثر پائولینی و شریک زندگی او ماریانلا پرلی است. بعداً پائولینی به من گفت: “برای افرادی که با آنها همذات پنداری می کنم ، برای افرادی که به طبقه بالا می روند ، برای بچه هایی که در خیابان با پای برهنه توپ بازی می کنند ، مارادونا مالکوم ایکس از آن افراد بود.”


“بزرگترین بت”: دنیای فوتبال به دیگو مارادونا ادای احترام می کند – ویدئو

جامعه قابل توجه آفریقایی-آرژانتینی آرژانتین ، که روزگاری نیمی از جمعیت را در برخی از استان ها تحت پوشش خود قرار می داد ، با سیاست های آگاهانه مانند استخدام اجباری در جنگ های قرن نوزدهم این کشور ، تفکیک ، زندان های جمعی و اعدام های دسته جمعی نابود شد. امروزه ، کمتر از 1٪ از آرژانتینی ها آفریقایی شناخته می شوند ، اگرچه به دلیل ریشه های محلی یا آفریقایی-آرژانتینی بودن ، نام “سیاه” برای هر کسی با پوست کمی تیره تر شناخته شده است.

این اصطلاح همچنین در فرهنگ لغت تعصب آرژانتین ، تبعیض آمیز یا وابسته به متن استفاده از آن باقی مانده است. از هر دو جهت آرژانتینی ، مارادونا قطعاً “سیاه” بود. غرور نژادی و غرور طبقاتی نقش بسزایی در جذابیت وی داشت.

مارادونا با افتخار در کنار چپ آمریکای لاتین ایستاد: با فیدل کاسترو و چه گوارا ، که شباهت های آنها را روی بدن خود خال کوبی کرده بود ، و با هوگو چاوز ونزوئلا. “من یک شوونیست هستم. مارادونا پس از دیدار با چاوز در سال 2005 گفت: “هر کاری که فیدل انجام می دهد ، هر کاری که چاوز انجام می دهد بهترین کار برای من است.”

هنگامی که جورج دبلیو بوش ، رئیس جمهور ایالات متحده امسال به آرژانتین سفر کرد ، از مارادونا با پیراهنی با صورت بوش و بالاتر ، با حروف بزرگ درشت عکس گرفته شد: “جنایتکار جنگ”.

با وجود همه سیاست های آتشین خود ، مارادونا به نظر می رسد تنها آتشی است که مترقی ها و محافظه کاران همیشه درگیر آرژانتین می توانند برای گرم کردن دستان خود موافقت کنند. میمی که در گروه های محافظه کار واتس اپ در گردش است ، می گوید: “تنها چپ که باعث خوشبختی ما شد” ، مارادونا را نشان می دهد که یکی از مشت های معروف پا چپ خود را انجام می دهد.

عجیب و غریب برای مردی با چنین عقاید سیاسی قوی ، که ممکن است میراث مارادونا از ملت متفرق او باشد. نمادی از صلح که در اطراف آن مترقیان و محافظه کاران می توانند لحظه ای دست یکدیگر را بگیرند تا خدای ترک شده خود را به یاد آورند.

اوکی گونی نویسنده مستقر در آرژانتین و نویسنده کتاب “اودسای واقعی: چگونه پرون جنایتکاران جنگ نازی ها را به آرژانتین آورد”




منبع: neko-news.ir

Leave a reply

You may use these HTML tags and attributes: <a href="" title=""> <abbr title=""> <acronym title=""> <b> <blockquote cite=""> <cite> <code> <del datetime=""> <em> <i> <q cite=""> <s> <strike> <strong>