تیم اقتصادی جو بایدن تیم ترامپ را شکست می دهد ، اما با چالش جدی روبرو است | سیاست آمریکا


جو بایدن رئیس جمهور منتخب این هفته با معرفی تیم اقتصادی خود گفت: “زمان آن رسیده است که نابرابری های ساختاری را که همه گیر کرده است ، برطرف کنیم.”

این تیم خوبی است. برخلاف تیم تیزبین ترامپ ، آنها شایسته و مراقب هستند. هنگامی که اقتصاد برای آخرین بار به نجات اقتصادی نیاز داشت ، بسیاری از آنها در سال 2009 با بایدن و باراک اوباما در سنگر بودند.

اما معکوس کردن “نابرابری های ساختاری” یک چالش کاملاً متفاوت از معکوس کردن رکود اقتصادی است. ممکن است همپوشانی داشته باشند – هفته گذشته میانگین صنعتی داو جونز به بالاترین سطح رسید ، در حالی که آمریکایی ها بالاترین میزان گرسنگی در 22 سال گذشته را تجربه کردند. با این وجود مشکل گسترش نابرابری با مشکل رکود اقتصادی متفاوت است.

رکود اقتصادی ناشی از کاهش ناگهانی تقاضا برای کالاها و خدمات است ، همانطور که در فوریه و مارس ، زمانی که همه گیری آغاز شد ، اتفاق افتاد. خروج از رکود اقتصادی معمولاً به نرخ بهره پایین و هزینه های دولتی کافی برای شروع هزینه های خصوصی نیاز دارد. این امر همچنین نیاز به تلقیح موفقیت آمیز میلیونی در برابر Covid-19 دارد.

در مقابل ، نابرابری های ساختاری ناشی از توزیع یک طرفه قدرت است. ثروت و قدرت از هم جدا نیستند – ثروت از قدرت و قدرت از ثروت حاصل می شود. این بدان معناست که معکوس کردن نابرابری های ساختاری نیاز به تغییر در توزیع قدرت دارد.

فرانکلین روزولت این کار را در دهه 1930 هنگامی که قانونی را تصویب کرد که کارفرمایان را مجبور به معامله با کارمندان اتحادیه می کرد ، انجام داد. لیندون جانسون این کار را در دهه 1960 با قانون مدنی و حقوق رأی انجام داد که باعث افزایش قدرت سیاسی سیاه پوستان شد.

از آن زمان ، با این حال ، حتی روسای جمهور دموکرات نیز تلاش نکرده اند توزیع قدرت در آمریکا را تغییر دهند. آنها و تیم های اقتصادی شان به جای شغل و رشد تمرکز کردند. در نتیجه ، نابرابری همچنان گسترش می یابد ، هم در دوران رکود اقتصادی و هم در زمان بزرگ شدن.

طی 40 سال گذشته ، دستمزد ساعتی راکد بوده و تقریباً همه دستاوردهای اقتصادی به بالاترین سطح رسیده اند. افزایش شهابی سهام بورس به سود کارمندان به سود ثروتمندان رسیده است. ثروتمندترین 1٪ خانوارهای ایالات متحده اکنون 50٪ از ارزش سهام آمریکایی ها را در اختیار دارند. ثروتمندترین 10٪ ، 92٪.

چرا آخرین روسای جمهور دمکرات تمایلی به پذیرش نابرابری ساختاری ندارند؟

اول ، زیرا آنها در دوره رکودهای عمیق کار خود را آغاز کردند ، که یک چالش فوری تر است. وظیفه اولیه بایدن بازگرداندن مشاغل خواهد بود و دولت وی را ملزم به مهار کوید -19 و دریافت لایحه محرک مهم از طریق کنگره خواهد کرد. بایدن گفت که هرگونه لایحه محرکی که در جلسه اردک لنگ تصویب شود “فقط آغاز” است.

ثانیا ، زیرا زمان سیاستمداران پس از انتخابات بعدی به ندرت افزایش می یابد. توزیع مجدد قدرت سالها به طول می انجامد. بیش از یک دهه پس از قانون واگنر FDR ، عضویت در اتحادیه به طور قابل توجهی گسترش نیافت. رأی دهندگان سیاهپوست تنها نیم قرن پس از قانون قابل توجه LBJ به عنوان یک نیروی اصلی در سیاست آمریکا ظهور کردند.

سوم ، توزیع مجدد قدرت بسیار دشوار است. گسترش اقتصادی می تواند یک بازی مثبت باشد ، زیرا رشد به افراد زیر اجازه می دهد کمی بهتر عمل کنند ، حتی اگر افراد بالای کار بسیار بهتر عمل کنند. اما Power یک بازی با جمع صفر است. هرچه کسانی که در بالا هستند آن را نگه دارند ، دیگران کمتر آن را نگه می دارند. و کسانی که در راس هستند بدون جنگ آن را رها نمی کنند. FDR و LBJ با یک هزینه سیاسی قابل توجه برنده شدند.

رهبران شرکت های بزرگ امروز خوشحال هستند که از لوایح تشویقی حمایت نمی کنند ، زیرا به این دلیل است که ایده بیکاری را ارائه می دهند ، بلکه به دلیل اینکه مشاغل بیشتر به معنای سود بیشتر است.

“این 2.2 تن ، 1.5 دلار است؟” مدیرعامل JP Morgan ، جیمی دیمون اخیراً در حمایت از اقدام کنگره گفت. “فقط بچه را تقسیم کنید و ادامه دهید.”

اما دیمون و نزدیکانش بدون شک به مبارزه علیه هرگونه تعدی به قدرت و ثروت خود ادامه خواهند داد. آنها با اجرای قانون ضد انحصاری علیه شرکت های بزرگ خود ، از جمله بانک “خیلی بزرگ برای شکست” دیمون ، مبارزه خواهند کرد. آنها در برابر اتحادیه های قوی تر آماده هستند و با تلاش برای کارگران در هیئت مدیره خود مخالفت خواهند کرد.

آنها با افزایش قابل توجه مالیات برای تأمین بودجه تریلیون دلار در آموزش ، زیرساخت ها و یک دوره جدید سبز مخالفت خواهند کرد. و آنها اصلاحاتی برای تأمین بودجه مبارزات انتخاباتی یا اقدامات دیگر برای کاهش نفوذ پول کلان در سیاست نمی خواهند.

حتی اگر سنا در 5 ژانویه به دموکرات ها خطاب کند ، بنابراین این سه مانع ممکن است بایدن را از حل نابرابری ساختاری منصرف کند.

این باعث نمی شود که هدف از اهمیت کمتری برخوردار باشد و یا حتی کمتر عملی شود. این فقط به این معنی است که ، در عمل ، مسئولیت خواستن اراده سیاسی برای غلبه بر نابرابری بر عهده آمریکایی ها با درآمد کمتر از هر نژاد ، ترقی خواهان و متحدان سیاسی آنها خواهد بود. آنها باید سازماندهی شوند ، بسیج شوند و به اندازه کافی بایدن و دیگر رهبران منتخب را تحت فشار قرار دهند تا وارد عمل شوند. همانطور که در FDR و LBJ اتفاق افتاد ، توزیع برق فقط زمانی انجام می شود که کسانی که فاقد آن هستند ، آن را تقاضا کنند.


منبع: neko-news.ir

Leave a reply

You may use these HTML tags and attributes: <a href="" title=""> <abbr title=""> <acronym title=""> <b> <blockquote cite=""> <cite> <code> <del datetime=""> <em> <i> <q cite=""> <s> <strike> <strong>