این چالش مارادونا بود که بیشترین الهام را برای من ایجاد کرد دیگو مارادونا


من هنوز هم می توانم به یاد بیاورم که در سال 1986 ، دیگو مارادونا با دست خدا گلزنی کرد. در یک آپارتمان در کاونتری کراس مانور ، شرق لندن. در آنجا یک خانواده آسیایی زندگی می کردند ، تعداد انگشت شماری در این عمارت که با حملات نژادپرستانه خشونت آمیز روبرو شده بود ، زندگی می کردند. بازی انگلیس و آرژانتین ، تنها چهار سال پس از درگیری جزایر فالکلند ، یک پیشنهاد تهدیدآمیز بود. من عضوی از گروهی بودم که حمایت از خانواده های سیاه پوست محاصره شده را سازمان می دادم. بنابراین ، در آنجا ، با نیمه نگاه به آنچه ممکن است در خارج اتفاق بیفتد ، بود که مارادونا را در نظر گرفت که انگلستان را ویران می کند ، ابتدا با دست چپ خود ، و سپس ، چهار دقیقه بعد ، با اسلایم از طریق تیم انگلیسی ، پیدا کردن یک مکان ، جایی که قرار نبود کسی باشد ، شاید جسورانه ترین گل تاریخ جام جهانی را به ثمر برساند.

با توجه به تعریف و تمجید از مارادونا در هفته گذشته ، به راحتی می توان فراموش کرد که در آن زمان او چه حقیری در انگلیس داشته است. یا چرا خیلی ها مثل من او را گرفتند چون خیلی تحقیر شده بود. او مانند محمد علی بوکس فوتبال بازی می کرد.

مارادونا برای یک بچه آسیایی که در انگلیس بزرگ شد و از نظر نژادی نژاد پرست بود ، تا حدی که اکنون به سختی می توان تصور کرد ، چیزی فراتر از یک فوتبالیست بود. مانند علی ، فقط مهارتهای والای او مهم نبودند ، بلکه نگرش او نیز اهمیت داشت. این چالش و غرور که هر دو مرد نماد آن بودند ، در دنیایی با من صحبت می کرد که هر روز روزی بود که مجبور شدم از کرامت خود دفاع کنم ، غالباً در برابر حمله جسمی.

بله ، مارادونا یک جنبه تاریک داشت. او مردی بود که جنجال بزرگی داشت و مانند همه مردان دارای نقایص عمیق بود. اما بخشی از عظمت او ، دوباره مانند علی ، این تناقض ها و کاستی ها را آشکار کرد و در عین حال از آنها پیشی گرفت. علی یک بار گفت: “من مجبور نیستم همان چیزی باشم که تو می خواهی باشم.” نه مارادونا.

• کنان مالک ستون نویس Observer است


منبع: neko-news.ir

Leave a reply

You may use these HTML tags and attributes: <a href="" title=""> <abbr title=""> <acronym title=""> <b> <blockquote cite=""> <cite> <code> <del datetime=""> <em> <i> <q cite=""> <s> <strike> <strong>