[ad_1]

Fیا برای مدت طولانی در بهار متوجه شدم که نمی توانم بخوانم. تمرکز من با پیمایش زیاد از بین رفت و کاملاً به آدرنالین خبرهای بد وابسته شدم. در مقایسه ، دلجویی از داستان بسیار ضعیف و ناخوشایند به نظر می رسید. علاوه بر این ، هر وقت آزاد – و در هفته ها و ماه های اول پس از بیرون آمدن از مدرسه وقت آزاد نبود – من می دانستم که باید صرف برنامه های سختگیرانه خودسازی شود.

نه ماه بعد ، و در اینجا ما داریم خودمان را به سمت پایان سال می کشانیم ، انواع سوختگی ها بیداد می کند. از آنجایی که در اوج بهار تعداد بستری شدن در ایالات متحده تقریباً دو برابر شده بود ، جذابیت بلعیدن بی رویه عناوین وحشتناک یکی پس از دیگری برای بسیاری از ما کاهش یافته است. امروزه ، من نمی خواهم بعد از نیمه شب ، غرق در آخرین رویدادهای همه گیر ، بمانم. در واقع ، من اصلاً نمی خواهم وقت خود را در دنیای مدرن بگذرانم. برای من ، تنها فرار قابل اعتماد در حال حاضر یافتن دو مکان است: رمان هایی با درد آهسته که حداقل 40 سال از عمر آنها گذشته است یا به همان اندازه زمان گذشته و قرار دادن چادر در Bake Off.

فرار از گذشته ای که با دقت مشاهده شده ممکن است ، همانطور که می دانیم ، یک سفر غیر معمول از یک حرکت ظاهرا بسیار وحشیانه باشد. هر چند سال ، یک شاهکار ادبی فراموش شده دوباره کشف می شود ، بخشی از زندگی یک یا دو نسل پیش را روشن می کند و متولدین بعد از آن با شور و شوق زیادی دریافت می کنند. چند سال پیش ، این رمان Desperate Heroes بود ، رمانی از پائولا فاکس در سال 1970 ، تقریباً فراموش شده بود تا اینکه جاناتان فرانتسن علت آن را مطرح کرد و برای مدتی به نظر می رسید هر کسی که بخواند.

معادل این قفل ، خانم پالفری از کلرمونت است ، رمانی که در سال 1971 توسط الیزابت تیلور ، نویسنده ای که من آن را به طور انحصاری با دهه 1940 مرتبط می دانم ، نوشته شده است ، بسیار حیرت انگیز است که فهمیدم او برای یک دهه هنوز می نوشت. که در آن متولد شدم. هر دو رمان این حس سرگیجه آور را دارند که به یک دنیا نگاه می کنند – در رمان فاکس ، یک نسخه از بروکلین از اواخر دهه 1960 پر از تاریکی و پیشگفتاری ، که در آن ضعف زن و شوهر از طریق لنز یک گزش تصادفی توسط گربه در خانم پالفری ، تصویری از لندن شیک و منحصر به فرد همان دوره ، اشباع از بیگانگی و تنهایی.

من مطمئن نیستم که چرا خانم پالفری را بسیار راحت دانسته ام ، اما این کار مرا از اواسط تا اواخر سال 20 وارد یک سوراخ خرگوش کرده استشمارمان های چند صد ساله باعث شده است که من با عصبانیت همه چیزهایی را که می توانم از پنه لوپه لایولی و الیزابت جین هاواردز در چند هفته گذشته پیدا کنم ، رزرو کنم. بحران های این رمان ها از گذشته بسیار نزدیک به ما یادآوری می کند که همه چیز ، حتی بدترین چیزها ، این اتفاق می افتد ، در حالی که به ما اطمینان می دهد مهم نیست که جهان چه اتفاقی می افتد یا چقدر وحشی است ، فعالیت های انسانی تا حد زیادی همانطور باقی می مانند.

که ما را به Bake Off می رساند. در آمریکا ، بسیاری از دوستان به نمایش پخت و پز انگلیس – این و 12 فصل مسابقه Drag Race RuPaul – به عنوان تنها راه آرامش در چند ماه گذشته پایبند هستند ، و من می دانم چرا. چند هفته پیش ، از زمانی که تازه می خواستم ترسناک را تماشا کنم ، بعد از ظهور و در حالی که چشمک می زدم ، به سری جدیدترین سریال ها افتادم. من قصد ماندن نداشتم. من Bake Off را دوست دارم ، اما نمی توانستم تصور کنم که درام نرم چادر متناسب با روحیه من باشد. هنوز هم ، در اواسط اپیزود اول ، چیزی شبیه به یک اثر پخت و پز باقی مانده است و حالا من ساعتها هستم و بیشتر گرسنه ام.

این مرحله جدیدی است که مربوط به لذت بردن من از رمان ها نیست ، این قطعات به شدت تماشا شده که نه به پیچ و تاب های وحشیانه ، بلکه بیشتر به مظاهر کوچک ناخوشایند تبدیل می شوند. برای مدت زمان طولانی ، اخبار نئون و تعجب آور بوده است. اکنون فقط می خواهم به شما یادآوری کنم که اکثر زندگی ها به این ترتیب رشد نمی کنند. که شدیدترین لذتهای ما در سطح کیکی است که از فر بیرون می آید یا گرمای نوئل فیلدینگ ، که به آرامی یک مسابقه دهنده را عصبانی می کند. من می خواهم به شما یادآوری کنم ، تصور می کنم که درام زندگی ما در اکثر موارد جدا از آنچه در آنجا اتفاق می افتد وجود دارد. که اینجا ، با این افراد در چادر اتفاق می افتد. و اینکه این تردیدهای کوچک ، در بهترین رمان ها و کم درام ترین برنامه های تلویزیونی فیلمبرداری شده است ، جایی است که ما زندگی می کنیم و آنچه را به یاد می آوریم.

• اما بروکس ستون نویس روزنامه گاردین است

[ad_2]

منبع: neko-news.ir

ایندکسر